اما غفلت هاشمی از آن جهت که وی خود را سیاسی خواند بی معنی است و بی شک هاشمی به یاد شیطنت سال 88در صدد ایجاد فتنه ای جدید است.
متن این نامه حاکی از تملق های گسترده انتفاعی هاشمی رفسنجانی برای خودش و نیز نشان از کاهش منزلت هاشمی است که برای تخریب چهره مناصب وی را بازخوانی کرده است
این نامه حمایت هاشمی از موسوی را فرض محال خوانده است در حالی که تمام شواهد و مدارک و اسناد موجود مبین همکاری خرده پاهای دفتر هاشمی تا فرزندان وی با موسوی در انتخابات و اغتشاشات است.
در قسمتی از نامه آمده است:«مگر قبل از انتخابات اسبهای همت زین شده بود که چه کسی انتخاب شود؟!» ولی شاید این حماقت باشد که ندانیم اسب های همت زین شده بود تا نظام و ولایت ساقط شود و در این راه رای نیاوردن موسوی بهانه بود.
این نامه که معلوم نیست از کدام منابع استناد می کند شخص هاشمی را علنا متهم تقلب های انتخابات می داند چون در قسمتی از نقل قول هاشمی می گوید:« یکی از مسئولین وقت وزارت کشور مواجه شد که بفرمایید انقلاب به چه کسانی نیاز دارد تا نامشان را از صندوق آرای مردم بیرون بیاوریم!!.» این خود دلیلی است برای اثبات این که همواره از این تعارف ها به شخص اکبر هاشمی می شده است و شاید...
ادعای دروغ بودن حضور بیش از صدر در صدی که از سوی دار و دسته هاشمی مطرح شده بود این بار محل استناد وی بوده است اما عجبا که وی استانی که در همه انتخابات ها بیش از 100درصد مردم شرکت کرده باشند را معرفی نمی کند.
در قسمتی از این نامه آمده است که:«چرا نمیگویید دور جدید اظهار نگرانیهای آیتالله هاشمی رفسنجانی از عدم توجه به رأی مردم و سلامت انتخابات از زمانی شروع شده است که بعضی از شخصیتهای مؤثر دستاندرکار انتخابات صراحتاً اعلام میکردند که رأی مردم در حکومت اسلامی تشریفاتی و زینتی است؟!» این قسمت از نامه نشان از آن دارد که هاشمی از سر مجهولات و مجعولات به دنبال فتنه انگیزی است و دروغ ها را منتشر می کند.
اما اینجاست که هاشمی باز هم با کمبود مستندات روبه رو شده است به دروغ بستن به اشخاص مختلف بسنده کرده است.
جالب آنکه در این نامه از کسانی که رای نیاوردن هاشمی در انتخابات 78را با سوت و کف در جامعه پراکنده کردند حمایت شده است . اما سئوال اینجاست که شاید در آن انتخابات عالیجانب سرخ پوش که هاشمی در آن زمان به این لقب معروف شده بود مجددا در گیر همان تعارف های انتخاباتی شد که رتبه اش از سی ام به نوزدهم رسید.
هاشمی بار دیگر به دروغ گوهای ساواکی استناد کرده است:«اگر اسناد به اصطلاح تاریخی ساواک در قبل از پیروزی انقلاب را ورق میزدید، میخواندید که شیخ اکبر هاشمی ?? میلیون تومان به خرابکاران اجتماعی پیرو امام خمینی(ره) کمک کرده است.» اما جالب اینجاست اگر حتی به این دروغ گویی ها استناد کنیم وی این پول ها را ازکجا آورده است.
هاشمی با بی ادبی تمام سرکوفت و پتک سهمیه را با حالت طعن آلود مواجه دانشجویان حزب اللهی و بسیجیها کرده است و شعار سبزها را این بار با لفظ بسیجی واقعی آورده است.
در قسمتی از نامه بحث دزد روحانی نما مطرح شده است که البته عصبانیت هاشمی از شعارهای مردمی علیه اش را اینگونه نشان می دهد که البته متوجه نبوده است که دزد روحانی نما بیشتر متوجه خود وی می شود.
هاشمی رفسنجانی در این نامه گله مند بوده است که چرا مردم عقد اخوت با وی نبسته اند و میزان را حال فعلی وی می دانند.
پایان نامه نیز به سانسور یک خاطره از امام می انجامد که نشان از آن دارد که هاشمی در ارائه حتی نظرات امام هم سانسوری کار می کند.
هاشمی رفسنجانی در ایام مختلف به دنبال انتقام جویی از انقلاب بوده است چه در سال 59 که نامه عتاب آلود به امام نوشت چه در سال 67 که جام زهر ا به امام نوشاند و چه در سال 88 که نامه ای به دور از ادب به رهبری نوشت.
در ایام فتنه نیز هاشمی در دیدارهای مختلف با قانون شکنان و قانون ستیزان جهت های زیادی برای ادامه فتنه داده بود.
به نظر نامه اخیر وی و نیز دیدار با خانواده متهمان در سال 89 آغاز فتنه امسال است که در سالگرد نامه بی ادبانه وی به رهبر انقلاب در 19 خرداد 88 کلید خورده است.
جالب آن است همانطور که سال گذشته افراد مخالف و معاند از نامه هاشمی ابراز مسرت کردند نگاهی کوتاه به سایت های سلطنت طلب نشان از رضایت آنها از این آب به آسیاب ریختن آنها توسط هاشمی است.
خود محوری و ادعاهای هاشمی در مقاطع مختلف همواره باعث غائله آفرینی شده است که این بار هم به نظر می آید وی بغض از شعارهای مردمی را بر سر مردم تخلیه می کند.